استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

توضیح چند اصطلاح در «تفسیر قرآن»

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 16 / 02 / 1392

موضوع: آثار شاگردان استاد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تفسیر

تفسیر عبارت است از : مقصود خداوند را بیان کردن و مصداق آیه را نشان دادن و روابط درونی و برونی آیات را روشن کردن و به این پرسش که چرا و برای چه گفته پاسخ دادن.

به عنوان مثال :

در آیه  اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ کلمه صراط مستقیم یک ترجمه دارد که راه راست باشد و یک تفسیر دارد که خداوند در آیه دیگری مقصودش را از صراط بیان می کند و مصداق آن را نشان می دهد؛وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ[1]وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ[2]که مصداق بارز صراط، عبودیت است و تبعیت از رسول.

و یا در ادامه آیه که آمده:صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ،مقصود چیست و مصداق أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْچه کسانی هستند که در آیه ی دیگری خدا مصداق را نشان می دهد که مقصود .....النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ .....[3]

یا در این آیه شریفه در خطاب به پیامبران ؛يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً.....[4]چه رابطه ای بین خوردن طیبات با عمل صالح است که به این دو در کنار هم امر می شود؟که می توان رابطه را از نقش تغذیه در عمل صالح جستجو کرد.

 یا در آیه شریفهذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ[5] منظور از کتاب چیست ؟چه رابطه ای بین کتاب و تقوی وجود دارد ؟ و همچنین رابطه لا ریب فیه با متقین چیست ؟[6]

دو کلمه خیر و شر که به خوبی و بدی معنا می شوند و در قرآن نیز زیاد به کار رفته اند، مقصود قرآن از این دو چیست؟ مصداق آنها کدام است؟ واقعا چه چیزی را خیر و خوب و چه چیزی را باید شر و بد دانست؟

این نمونه ها و نمونه های بسیار دیگری نشان می دهد که تفسیر تبین مقصود و بیان مصداق و کشف روابط است[7]

تاویل[8]

تأویل بیان مصداق پنهان و بعید آیه و تطبیق آن بر مصادیقی است که هنوز نیامده ؛زیرا  قرآن چون خورشید در هر وقت و زمان و هر صبح و شام بر چیزهای جدیدی می تابد و آنها را روشن می کند که برای گذشته گان و کسانی که محدود به زمان خود بودند قابل مشاهده نبوده و این مصداق پنهان وقتی خورشید قرآن بر آن بتابد روشن می شود و ظاهر می گردد[9].

و اینگونه مصداقهای مخفی که از بطون کتاب حساب می شوند یکی پس از دیگری با گذشت زمان ظاهر می شوند تا بالاخره همه آن بطون و مصادیق پنهان در قیامت صغری و ظهور حجت یا قیامت کبری ظاهر و بارز می گردند؛ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ تَأْويلَهُ يَوْمَ يَأْتيتَأْويلُه[10].

برای نمونه در آیه شریفه يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقين[11]، مقصود و مصداق کفار و منافقین ، کسانی هستند که پیامبر با آنها جنگیده و جهاد نموده است ؛ مانند  مشرکین مکه هم چون ابو سفیان و ابو جهل و ابولهب ...و منافقین مدینه و کفار یهود است،و مصداق پنهان و تاویل آیه در عصر پیامبر کسانی هستند که علی بعد از پیامبر با آنها در صفین و جمل و نهروان می جنگید. و همین نکته است که رسول الله (ص) می فرمایند : من بر تنزیل قرآن جنگیدم و علی بر تاویل آن می جنگد.[12]

و همچنین دراین روایت نورانی،امام تاویل و تنزیل را در آیه شریفه بیان می کند :

لَوْ تَدَبَّرَ الْقُرْآنَ شِيعَتُنَا لَمَا شَكُّوا فِي فَضْلِنَا أَ مَا سَمِعُوا قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ وَاللَّهِ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ تَنْزِيلَ هَذِهِ الْآيَةِ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ تَأْوِيلَهَا فِينَا[13].....که مصداق بارز و تنزیل آن در اصحاب موسی (ع) است و تأویل و مصداق پنهان آن اهل البیت هستند

 و آنجا که آیه مصداق واحدی داشته باشد تفسیر و تاویل آن واحد است .

تاویل باطل

تاویل باطل آنجاست که آیه بر غیر مصداق خودش حمل شود آنگونه که معاویه آیه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً»[14]را اینگونه تاویل می کرد که خلیفه سوم مظلوم کشته شده و من ولی او هستم . و  حضرت (ع) در جوابش می فرماید: فَعَدَوْتَ عَلَى طلب الدُّنْيَا بِتَأْوِيلِ الْقُرْآنِ فَطَلَبْتَنِي بِمَا لَمْ تَجْنِ يَدِي وَ لَا لِسَانِي؛[15]دنیا طلبی تو باعث شد که قران را بر غیر مصداقش حمل نمائی تا شاید به مقصود خود برسی.[16]

معنای دیگر تأویل

  گاهی تاویل ، چیزی غیر از تطبیق مفهوم  بر مصداق پنهان است بل بر عکس عبارت از بازگشت دادن مصداق و فعل خارجی بر مقصودی است که مبطون است و برای کسی روشن نیست ؛ مانند افعال حضرت خضر (ع) در برابر موسی (ع) و در نهایت بیان مقصود خداوند از آن افعال که موسی آنها را مصداق مقاصد دیگری به حساب می آورد و  می گرفت و بر می آشوبد در حالی که مقصود خداوند چیز دیگری بود که با توجه به آن مقاصد و احاطه بر آنان جای اعتراضی نبود که از فعل اراده  در آیات سوره کهف مقصود خداوند به دست می آید ؛فَأَرَدْتُ أَنْ أَعيبَها  .. (79)فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما  .... (81)  فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما  ......‏(82)

و آن عبد صالح بعد از بازگرداندن مصادیق به مفاهیم پنهان خطاب به موسی می فرماید : قالَ هذا فِراقُ بَيْنيوَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْويلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً (78) ذلِكَ تَأْويلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً (82)

و لفظ نبا درسَأُنَبِّئُكَ....  نشان می دهد که  آن مقاصد، بعید و دست نیافتنی و پنهان بوده اند؛ چرا که نبأ به خبری می گویند که بعید باشد .  و این معنای از تأویل بر گرفته از معنای لغوی آن است که از أول به معنای بازگشت شی و ارجاع آن به اصل و مبدا خود است بنا براین تأویل گاهی بازگشت مصداق به مفهوم است و گاهی باز گرداندن مفهوم به مصداق.

تنزیل

تنزیل در برابر تاویل عبارت از نزول آیه و تابش مستقیم آن بر مورد و نمونه و مصداق روشن آن است که در روایات به ظهر قرآن یعنی کسانی که قرآن درباره آنها نازل شده ، اطلاق می شود

ظهر و بطن

با توضیحی که از تأویل و از تنزیل به اجمال آمد و با تبینی که در روایات آمده،ظهر قرآن همان تفسیر و تنزیل و مصداق روشن است. و بطن قرآن همان تاویل و مصداق های پنهان و بعید قرآن است.

محکم

 محکم آیه ای است ، برخوردار از احکام و اتقان و مانع از ظلم و جهل و ضلالت و دارای مصداق واضح و روشن . و آیه ایست که به آن عمل می شود و ناظر به حدود و احکام و اعمال است که در روایت آمده:الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ [17]  و به همین جهت که ناظر به حوزه عمل است و ام الکتاب و اصل و حقیقت آن محسوب می شود ، کتابی که مجموعه به هم تنیده و ثابت و پایدار است و این ( الکتاب ) با قرآن و میزان و بینات و فرقان تفاوت دارد و به همین جهت در اول سوره بقره کتا ب با متقین و اهل طاعت همراه می شود و برای آنها هدایت است ؛ ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ 

 متشابه

متشابه آیه ای است که مصداقش بر جاهل آن مشتبه می شود . جهل و عدم علم مخاطب عامل تشابه آیه است آنگونه که در روایت آمده: .... أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُحْكَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ فَقَالَ الْمُحْكَمُ مَا يُعْمَلُ بِهِ وَ الْمُتَشَابِهُ مَا اشْتَبَهَ عَلَى جَاهِلِهِ[18] . نه اینکه مفهوم آیه مجمل یا مبهم باشد و این خلاف تبیان بودن قرآن است.[19]

بنا براین با نبود موازین و فرقان نمی توان آیه را بر مصداقش تطبیق داد . چنانچه در بعضی از روایات آمده: عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ يَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ يَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِيهِ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْكَمُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ وَ يَدِينُ بِهِ [20]وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَيُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهِ؛ متشابه چون برای غیر عالم به آن مجهول است . قابل عمل نیز نیست و جاهل به آن، باید تنها به آن ایمان داشته باشد و به آن عمل ننماید تا اینکه با رجوع به عالم به متشابه ، اشتباه و جهل برطرف گردد آنگاه با محکم شدن آیه ، قابل عمل گردد .که در  روایت دیلمی از رسول الله چنین آمده علم القرآن علی ثلاثه اجزاء حلال فاتبعه و حرام فاجتنبه و متشابه یشکل علیک فکله الی عالمه و در این روایت توضیح می دهد که متشابه چیزی است که بر تو مشکل و مشتبه گشته که باید آن را به عالمش واگذار نمایی[21] ، عالمی که به حدود و احکام احاطه دارد و موازین را می شناسد.

 در قرآن آیات مختلفی در برخورد با کفار آمده که برای تعیین مصداق آنها و اینکه کفار امروز مصداق کدام یک از این آیه ها هستند نیازمند میزان و فرقانی هستیم که بدون داشتن این میزان ، آیه ها برای ما متشابه خواهند بود و امر بر ما مشتبه می گردد .مانند آیه ها ی : فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ [22]

 ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ [23]

فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ [24]

لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ (6)

 در این آیه ها احکام متعددی مطرح است؛ امر به جنگ – پشت کردن و اعراض – رها کردن و بی اعتنایی – پذیرش صلح  و آتش بس .

اینکه امروز ما با فلان کافر و فلان دسته ی کفار چه برخوردی داشته باشیم و آنها را مصداق کدام یک از آیه ها بدانیم ، امری است بس مشکل و مشتبه که تنها با در دست داشتن موازین می توان از مشکل خارج شد و کفار امروز را مصداق یکی از آنها گرفت.[25]

و همین نکته ایست که آیات متشابه مورد سوء استفاده اهل باطل و کسانی که دل مریضی دارند ،قرار می گیرد و آنها که به دنبال فتنه هستند اینگونه آیات را دستاویز قرار داده و آنها را متابعت می کنند: .... فَأَمَّا الَّذينَ فيقُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِه...[26]

 



[1]- یس : 61– آل عمران:51 – مریم:36

[2]- زخرف:61

[3]- نساء:69

[4]- مؤمنون:51

[5]- بقره : 2

[6]- پاسخ را در تطهیر 1 ذیل آیه مطالعه نمایید.

[7]- درسهايىازانقلاب(تقيه)،ص: 17که چگونه معصوم تقیه را به عنوان مصداق آیات نشان می دهد

[8]-  ر.ب.تطهیرج3ص22تا27

[9]عَنِ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَايَةِ مَا مِنَ الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ قَالَ ظَهْرُهُ [تَنْزِيلُهُ‏] وَ بَطْنُهُ تَأْوِيلُهُ وَ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ يَكُنْ. يَجْرِي كَمَا تَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كُلَّ مَا جَاءَ تَأْوِيلُ شَيْ‏ءٍ يَكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا يَكُونُ عَلَى الْأَحْيَاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُهُ وسائل‏الشيعة     27     196

ِ إِنَّ الْقُرْآنَ حَيٌّ لَا يَمُوتُ وَ الْآيَةَ حَيَّةٌ لَا تَمُوتُ فَلَوْ كَانَتِ الْآيَةُ إِذَا نَزَلَتْ فِي الْأَقْوَامِ مَاتُوا مَاتَتِ الْآيَةُ لَمَاتَ الْقُرْآنُ وَ لَكِنْ هِيَ جَارِيَةٌ فِي الْبَاقِينَ كَمَا جَرَتْ فِي الْمَاضِينَ وَ قَالَ عَبْدُ الرَّحِيمِ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ الْقُرْآنَ حَيٌّ لَمْ يَمُتْ وَ إِنَّهُ يَجْرِي كَمَا يَجْرِي اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ كَمَا يَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ يَجْرِي عَلَى آخِرِنَا كَمَا يَجْرِي عَلَى أَوَّلِنَا بحارالأنوار     35     403 

 

[10]- اعراف : 53

[11]- توبه :73

[12] - (إرشاد) محمّدبنمحمّدبنالنعمانروىإسماعيلبنعليالعمي،عننائلبننجيحعنعمروبنشمر،عنجابربنيزيد،عنأبيجعفرمحمّدبنعلي،عنأبيهعليهمالسلامقال: انقطعشسعنعلالنبيصلّىاللّهعليهوآلهوسلمفدفعهاإلىعليعليهالسلاميصلحهاثممشىفينعلواحدغلوةأونحوها،وأقبلعلىأصحابه،وقال: إنّمنكممنيقاتلعلىالتأويلكماقاتلمعيعلىالتنزيل . فقالأبوبكر: أناذاكيارسولاللّهقال: لا،فقالعمر: فأنايارسولاللّهقال: لا. قال: فأمسكالقوم،ونظربعضهمإلىبعض. فقالالنبيصلّىاللّهعليهوآلهوسلم: لكنّهخاصفالنعلوأومأبيدهإلىعليعليهالسلاموانّهيقاتلعلىالتأويلاذاتركتسنّتيونبذت،وحرّفكتاباللّه،وتكلّمفيالدينمنليسلهذلك. فيقاتلهمعليعلىإحياءديناللّهتعالى‏

 

[13]- بحارالأنوار ج : 53 ص : 25

[14]- اسرا : 33)

[15]- نامه : 55

[16]- هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ........آل عمران :7

 

[17]- یکی از معانی دین، حکم است یعنی به محکم حکم می شود . به معنای اطاعت و تبعیت نیز آمده 

[18]- تفسیر عیاشی ص 10

[19]-  فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ كِتَابَ اللَّهِ مُبْهَمٌ فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ

[20]- یکی از معانی دین حکم است یعنی به محکم حکم می شود . به معنای اطاعت و تبعیت نیز آمده 

71 - عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْقُرْآنِ أَحِلُّوا حَلَالَهُ وَ حَرِّمُوا حَرَامَهُ وَ اعْمَلُوا بِمُحْكَمِهِ وَ رُدُّوا مُتَشَابِهَهُ‏إِلَى‏عَالِمِهِ‏فَإِنَّهُ شَاهِدٌ عَلَيْكُمْ وَ أَفْضَلُ مَا بِهِ تَوَسَّلْتُمْ.غررالحكم ص : 112

[22]-توبه : 12

[23]- حجر :3

[24]- حجر94

[25]- ر.ب.تطهیر2،تفسیر سوره کافرون

[26]- آل عمران : 7

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: