استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

احسن الحال چیست؟

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 23 / 12 / 1391

موضوع: اقتباس از آثار استاد

در سال نو از او چه بخواهیم ؟

احسن الحال و بهترین حال ها کدام است؟

 یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ يَا مُدَبِّرَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ.[1]

با تبریک سال نو از صاحب دلها و دگرگونی ها  می خواهیم که سال جدید را سال دگرگونی دل ها به سوی خود قرار دهد و از هر چیز که رنگ غیر حق داشته آزاد نماید و بر حق حق ثابت قدم بگرداند .

در آغاز هر سال نوی این زمزمه استاد به گوشمان فراخوانده می شود و همه را به تفکر وا می دارد و دل ها را به خود می گیرد و می لرزاند که در کنار تحول ها؛ تحول در انسان ؛مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ و تحول در جهان ؛ مُحَوِّلَ الْحَوْلِ. باید به ثبات و ظرفیت و وسعت رسید و از اسارت موقعیت ها آزاد شد و به کوثر موضع گیری ها رسید که این همان احسن الحالی است که از ما خواسته اند به عدد روز های سال آن را در روز نوروز طلب کنیم.[2]

ایشان می گویند: بهترين حال، حال كسى است كه مى‏داند در هر حالتى چه بكند و در هر موقعيتى چگونه موضع بگيرد. بهترين حال حالت كسى است كه در گرو حالت‏ها نيست. و وابسته به شرايط و موقعيت‏ها نيست. درس خودش را مى‏شناسد و درس خودش را مى‏آورد.[3]

و ایشان در جای دیگری از این درس گرفتن می گوید که چگونه  از بهار درس  می گیرند و می فرمایند: انسان در يك نگاه مى‏تواند عظمت و قدر خويش را بشناسد و از قناعت‏ها و سستى‏هايش آزاد گردد.

او مى‏بيند تمام هستى به او منتهى شده و مسخّر او هستند ... همه به او رسيده‏اند ... حال او دوباره به عقب باز گردد ... به سوى همان‏ها، همان‏هايى كه براى او بوده‏اند. او مى‏بيند از سنگ، از خاك، از خورشيد، از شاخه‏ها و درخت‏ها، جلوتر است اما نه جوشش دارد و نه رويش و نه جنبش و نه شكوفه و نه كوششى. سنگ‏ها فجر داشته‏اند و شكافته شده‏اند، اما من فجرى نداشته‏ام و نجوشيده‏ام ... خاك‏ها اين همه رويانده‏اند، اما من رويشى نداشته‏ام. خورشيدها، اين همه حركت و جنبش، اين همه بخشش و دهش داشته‏اند، اما من هيچ نورى و حرارتى و هيچ شورى و جنبشى، نيافريده‏ام ...

وقتى هنگام بهار، به باغ مى‏رفتم و شاخه‏ها را غرق در شكوفه مى‏ديدم، راستى شرمم مى‏آمد كه چندين بهار بر ما گذشته و هنوز چوبيم ... ولى چوب‏هاى مرده شكفته‏اند و در گُل، غرقند ...[4]                  

 

و درسی را که از تحول نعمت ها می گیرند این گونه توضیح می دهند:

تلقى از انسان، او را به غيب، به روز ديگر، به الله و به وحى و به حجّت گره مى‏زند و انتظار را تفسير جديد و عميقى مى‏كند، كه حتى در متن رفاه و عدل و در متن سامان و فراغت، آدمى را بى‏قرار و منتظر مى‏سازد و در متن نظام نوين جهانى و با دستيابى هر فردى به سيستم‏هاى پيشرفته، باز او را به غربت، به ديوار و حتى به التهاب و دلهره گره مى‏زند.

چون مى‏داند كه از اين همه رفاه و عيش و راحت بايد جدا شود، كه تحول نعمت‏ها و تحول حالت‏ها را مى‏شناسد و  مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ  را مى‏بيند.

و همين معنا، اساس گرايش انسان مقتدر و دانشمند و مسلط را به مذهب توضيح مى‏دهد. چون بر فرض حيرت زدايى علم و اشتغال قدرت و صنعت، آدمى با اين امكانات زودتر به محدوده‏ها مى‏رسد و ديوارها را تجربه مى‏كند و احساس غربت و تنهايى فريادش را بلند مى‏نمايد.[5]

وقتی آیه يَوْمَ لايَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون الّا مَنْ اتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ[6]تلاوت می کنند از رابطه قلب سلیم با احسن الحال به این زیبایی سخن می گویند: چگونه سر بلند كنيم و بخواهيم كه هيچ چيز را باقى نگذاشته‏ايم، حتّى از دل خود كه بايد قلمرو حكومت حق و عرش خدا باشد بتخانه درست كرده‏ايم، آنجا كه او سلامت قلب ما را مى‏خواهد و با صراحت مى‏گويد هيچ چيز براى شما كارگشا و نافع نيست مال و فرزند شما به كار شما نمى‏آيد، من چه آورده‏ام؟ «يَوْمَ لايَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون الّا مَنْ اتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ».

تنها هنگامى اين امكانات و نعمت‏ها نافع مى‏شود كه تو با قلب سالم به سوى خدا بيايى. و قلب سالم قلبى است كه رشيد است كه رشد، علامت سلامت است. و رشد به وسعت و وسعت به احاطه مى‏رسد. و دلى كه احاطه داشته باشد صبور است و ثابت است به بهترين احوال دست مى‏يابد كه در دعا مى‏خواهى: «حَوِّلْ حالَنا الى‏ احْسَنِ الْحال».[7]

 

احسن الحال آن است که بار ولی را برداشت و از هر دو جهان آزاد گشت

استاد با تلاوت آیه سوره حدید «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ >> . می فرماید: رفت و آمد امكانات نبايد رنج و فرح را به دنبال بياورد.

مى‏بينى كه چگونه نگاه حق در اين مفهوم گسترده، در جهان و جامعه و انسان‏ و اهداف و آرمان‏ها اثر مى‏گذارد و تحول ايجاد مى‏كند. تحولى كه رؤيايى و ذهنى نيست بل براساس واقعيت متحول جهان و حالت‏هاى متحول انسان استوار است كه در اين دنياى متحول اين‏گونه استوارى و ثبات، شدنى‏است، كه در دنياى متغيرها، روابط ثابت وجود دارد؛ « حَوِّلْ حالَنا الى‏ احْسَنِ الْحال »؛ آن‏جا كه با توجه به ساخت و بافت انسان، آدمى نمى‏تواند تمام موقعيت‏ها را در دست بگيرد، مى‏تواند موضع‏گيرى‏ها را در دست داشته باشد كه اين واقع بينى، آدمى را به اين مرحله مى‏رساند كه با ذهنيت و با زاويه‏ى ديد و برخوردش، با بدها، خوب برخورد كند و از رنج‏ها راحتى بردارد.[8]

راستى سؤال اين‏است: چه كنيم‏كه در برابر رنج، در برابر تهديد و فشار و در برابر تكليف و بار امانت، صبور باشيم و بتوانيم تحمل كنيم و از راه چشم نپوشيم؟

 «انّ امرَنا صَعب مُستَصعَب لايَحتَمله الّا مَلَك مُقرَّب او مؤمن امتَحَن اللّه قَلبَه لِلايمان».

تحمل ولايت و صبورى در برابر امانت و تكليف، يا شهود تمام مى‏خواهد و يا عشق مبتلا.

شهود تمامى راه و تمامى مشكلات به انسان آمادگى مى‏دهد، كه عالم به موسى مى‏گويد: «كَيف تَصبر عَلى مالَم تُحِط به خُبَراً»؛چگونه مى‏توانى صبور باشى بر آن‏چه به آن احاطه و آگاهى ندارى.

ملك مقرب شهود دارد و به آينده وقوف دارد. اين شهود و وقوف نسبت به آينده مى‏تواند احتمال و تحمل را تحقق بخشد.

و مؤمن ممتحن به عاشقى مى‏گويند كه همراه عشق به رياضت و محنت و ورزش روى‏آورده و آماده گرديده‏است.

گام اول، عشق است. آدمى بايد به خودش ايمان بياورد و خودش را باوركند تا بتواند خدارا، غيب را، يوم الآخر و وحى را تحمل كند و بخواهد. مادام كه آدمى به‏رفاه و امن و رهايى چشم دارد، به حكومتى بالاتر از اين حكومت‏ها و به سرپرستى بزرگ‏تر از همين‏ها روى نخواهد آورد. اما اگر تحول نعمت‏ها و تحول حالت‏ها و نظام و سنت‏ها ما را به وسعت و ظرفيت و ظرافت برخورد رساند و از آرمان رفاه متحول و امن مضطرب و قوانين مسلط بالاتر آورد و به موضع‏گيرى مناسب به جاى موقعيت مناسب كشاند و احْسَنِ الْحال را اين‏گونه به ما فهماند، مى‏توان به حكومت و حاكمى ديگر روى‏آورد و مى‏توان ولايت علوى را تحمّل كرد و...[9]              

حال چگونه می شود  سال را بدون حضور  تو آغاز کرد یا بَقِيَّة اللَّهِ



[1]  - زاد المعاد - مفتاح الجنان؛ ص: 328 مجلسى دوم 

[2]  - در روایت آمده که نوروز 360 بار این دعا خوانده شود

[3]  -  قيام، ص: 189

[4]  - روش نقد ج1ص 48

[5]  - تو مى‏آيى، ص: 16

[6]  - سوره آیه:89

[7]  -  قيام، ص: 189

[8]  -  وارثان عاشورا، ص: 107

[9]  -  وارثان عاشورا، ص: 288

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1391/12/30 - 1:21:9
محمدمهدی علی عسگری

بسیار عالی

1396/12/28 - 22:34:29
محمد مهدی

من هنوز واقعا برام سواله که این همه زیبایی الفاظ و سخندانی چرا باید اینقدر مظلوم باشه آیا سخنان شون از نظر اصول مشکل داره یا چیز دیگری است؟